پشت کوهها

گذشته پشت کوهها

آخر قصه

چهارشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۲۳ ب.ظ

_ کی فکرشو می کرد قراره به اینجا برسیم؟ 

کی میدونست قراره همه چی به اینجا ختم بشه؟

 کی میدونست آخه؟

_من! من از اولش میدونستم. 

ولی خب باور خودمم نشده بود. 

برا همین همش منتظر بودم یه جایی از قصه یهو مسیرهامون عوض بشه و بریم به اون سمتایی که میخوایم. 

ولی خب مسیرامون عوض نشد. هیچوقت عوض نشد. از اینجا به بعدم امیدی نیست به تغییرشون. بهتر بود از همون اول کاری رو میکردم که حالا میخوام انجام بدم. 

اینکه کنار بیام. با همه چی. و دیگه خسته نکنم خودمو. آخه آخر این قصه خیلی وقته معلومه. 

تو هم اگه هنوز منتظر بقیش نشستی، یا نمی دونی به سر رسیدن قصه یعنی چی، یا باورت نشده اینی که برات گفتم آخر قصه ی یه نفر بود. 

۹۶/۰۳/۱۰
پشت کوهها